برای میلیون‌ها انسان در سراسر جهان، آموزش یک امر عادی است. صنف درسی فقط جایی برای یادگیری، معاشرت، برنامه‌ریزی برای آینده یا گذراندن سمستر دیگری‌ست. اما برای بسیاری از زنان افغان امروز، وارد شدن به صنف درسی به چیزی کاملاً متفاوت تبدیل شده است: عملی از مقاومت.

از زمان بازگشت طالبان به قدرت، دختران و زنان در سراسر افغانستان با محدودیت‌های سیستماتیک در زمینه آموزش روبه‌رو شده‌اند. دانشگاه‌ها دروازه‌های خود را به‌روی دانشجویان دختر بستند. مکاتب تعطیل شدند. رؤیاهایی که طی سال‌ها ساخته شده بودند، تقریباً یک‌شبه فرو ریختند. با این حال، در زیر سکوتی که از طریق ترس و سانسور تحمیل شده، چیزی قابل‌توجه هنوز زنده مانده است.

زنان هنوز هم به یادگیری ادامه می‌دهند.

در سراسر افغانستان، شبکه‌های غیررسمی آموزش به‌آرامی در داخل خانه‌ها، زیرزمین‌ها و گردهمایی‌های خصوصی شکل گرفته‌اند. زنان جوان در خفا ادبیات، طب، حقوق، زبان‌ها و علوم را مطالعه می‌کنند. استادانی که زمانی در دانشگاه‌ها تدریس می‌کردند، اکنون پشت پرده‌های بسته به گروه‌های کوچک درس می‌دهند. کتاب‌ها پنهان می‌شوند. تلفن‌ها زیر نظارت‌اند. همسایه‌ها با احتیاط زیر نظر گرفته می‌شوند.

با این همه، آنان ادامه می‌دهند.

فاجعه ممنوعیت آموزش فقط سیاسی نیست؛ عمیقاً شخصی نیز هست. این ممنوعیت خودِ هویت را مختل می‌کند. برای بسیاری از زنان، آموزش هرگز فقط درباره کار و اشتغال نبود. آموزش نماینده استقلال، کرامت، آزادی فکری و مشارکت در جامعه بود. گرفتن این حق، نوعی حذف اجتماعی ایجاد می‌کند که هدف آن کوچک‌ساختن حضور زنان از زندگی عمومی است.

اما تاریخ بارها نشان داده است که سرکوب اغلب شکل‌های نیرومندتری از اراده و پایداری خلق می‌کند.

ما در «زنان برای زنان» باور داریم که ثبت این واقعیت‌ها اهمیت دارد. نه به این دلیل که زنان افغان به ترحم نیاز دارند، بلکه چون تجربه‌های آنان چیزی اساسی درباره تاب‌آوری انسان آشکار می‌سازد. زنانی که برای ادامه تحصیل امنیت خود را به خطر می‌اندازند، فقط دانش را حفظ نمی‌کنند؛ آنان حافظه، اختیار و این باور را حفظ می‌کنند که موجودیت‌شان را نمی‌توان به سکوت تقلیل داد.

جهان اغلب به‌سرعت از یک بحران به بحران دیگر می‌رود. تیترها ناپدید می‌شوند. توجه‌ها فروکش می‌کند. اما پیامدها برای کسانی که هر روز با آن زندگی می‌کنند، همچنان کاملاً واقعی باقی می‌ماند.

به همین دلیل است که روایت‌گری اهمیت دارد.

  • نه به‌عنوان نمایش.
  • نه به‌عنوان برند‌سازی سیاسی.
  • بلکه به‌عنوان سند.

هر شهادتی که ثبت می‌شود، بخشی از یک آرشیف تاریخی بزرگ‌تر می‌گردد؛ آرشیفی که نظام‌های استبدادی هرگز نمی‌توانند آن را کاملاً پاک کنند. هر صدایی که علناً به اشتراک گذاشته می‌شود، انزوایی را که ترس تحمیل کرده، ضعیف‌تر می‌سازد.

  • زنان افغان هنوز سخن می‌گویند.
  • هنوز می‌آموزند.
  • هنوز مقاومت می‌کنند.

و جهان باید همچنان به آنان گوش دهد.